واکسن 18 ماهگی
گل مامان برای واکسنت خیلی استرس داشتم چون شنیده بودم واکسن سختیه ولی چاره ای نبود دیگه باید میزدی،با بابا مهدی رفتیم بهداشت اولین واکسن رو که به دستت زد هیچی نگفتی ولی وقتی به پات زد کلی گریه کردی عشقم،بعدشم بردمت پارک تا بازی کنی تا درد پات کمتر شه بعد پارکم رفتیم خونه مامان مینا و شب هم اونجا خوابیدیم چون ترسیدم تب کنی خدا رو شکر زیاد تب نکری ولی پات تا 2 روز خیلی درد میکرد و هی خودت پاتو میمالیدی و میگفتی پا درد حالا دیگه راحت شدیم از دست این واکسنا تا وقت مدرسه رفتنت عسلکم ...
نویسنده :
نیلوفر
16:17



